الملا فتح الله الكاشاني
161
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
لِذَنْبِكَ براى تدارك آنچه واقع شده باشد از تو از ترك مندوبات و چون باجماع ائمهء صادقين صلوات اللّه عليهم اجمعين عصمت لازمهء انبياست كه مستلزم عدم صدور ذنوب كبيره و صغيره است از آنها پس امر به استغفار يا محمولست بر ترك اولى يا محض تعبد است و يا موجب زيادتى درجه او باشد و يا به جهت آنكه امت اقتدا به او نموده در طريق استغفار سلوك نمايند يا مراد از ذنب ذنب امة باشد يعنى استغفار كن براى فرمان نبردن مر امر ترا وَ سَبِّحْ و تسبيح كن تسبيحى مقترن بِحَمْدِ رَبِّكَ بسپاس پروردگار خود بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ بشبانگاه و بامداد يعنى بگوى سبحان اللّه و بحمده مراد آنست كه هميشه مواظبت نماى به تنزيه ذات او از صفات ناقصه و بشكرگذارى و سپاس دارى او بر نعم وافيه يا نماز گذار در اين دو وقت پس مراد نماز شام و خفتن و صبح باشد و مجاهد در تفسير آن فرموده كه نماز گذار و بامر پروردگار خود قيام نما از زوال پيشين تا شب و از طلوع تا زوال و مرويست كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حق سبحانه و تعالى فرموده كه مرا ياد كن بعد از صبح ساعتى و بعد از پسين ساعتى تا كفاية تو كنم آنچه مقصود تست و اجابت نمايم آنچه حاجت تست و ابن عباس فرموده كه مراد صلاة خمس است زيرا كه عشا بعد از زوالست مطلقا پس شامل نماز پيشين و پسين و شام و خفتن باشد و ابكار فجر ثانيست كه وقت نماز بامداد است آوردهاند كه يهود با حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جدال كردند و ميگفتند كه تو صاحب ما نيستى بلكه آن ابو يوسف مسيح بن داود است يعنى دجال كه پادشاهى او ببر و بحر فرا رسد و جويهاى آب به آن روان شود و سلطنت بما باز گذارد و او آيتى است از آيات حق سبحانه و تعالى اين آيه فرستاد كه . إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بدرستى كه آنان كه جدال ميكنند و منازعه مينمايند در آيتهاى خدا كه از جمله آن ظهور دجالست كه از علامت آخر الزمانست بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ بىحجتى قوى كه آمده باشد ايشانرا از حجج عقليه و نقليه كه دلالت كند بر صحت دعوى ايشان بر حقيت نبوة دجال و بطلان دعوى تو إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ نيست در سينهاى ايشان مگر سركشى يعنى آرزوى حكمت در دل دارد و هواى سلطنت در سر و تمناى ايشان آنست كه نبوة در ميان ايشان باشد ما هُمْ بِبالِغِيهِ نيستند ايشان رسنده به آن يعنى هرگز به آن نرسند و خداى ايشانرا ذليل و خوار گرداند فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ پس پناه گير بخداى از حسد ايشان و از شر فتنهء دجال كه يكى است از مخلوقات و آفريدگان من إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ بدرستى كه او شنواست باقوال تو و بينا بافعال ايشان و چون مجادلهء ايشان در آيات خدا مشتمل بر انكار بعث بود كه مدار مخاصمه است از اينجهة بعد از